به گزارش تارا نیوز؛ در میانِ شلوغیِ خیابانها، جایی که بزرگترها در سوگِ رهبرشان شانهبهشانه هم میگریستند، او ایستاده بود. با چشمانِ خیس و مشتهای کوچکی که انگار میخواستند آسمان را به حمایت بخوانند.
روایت لحظهای که غیرت، در چشمانِ یک کودک قد کشید
وقتی صدایش از میانِ هیاهوی جمعیت بلند شد، گویی زمان برای لحظهای ایستاد. او فقط یک کودک نبود؛ او آیینهای بود که در آن، غیرتِ هزاران ساله این سرزمین منعکس میشد. صدایش میلرزید، نه از ترس، که از عظمتِ دردی که در سینه داشت. او با همان قدِ کوتاهش، قد کشید تا به جهانیان بگوید که این چراغ، خاموششدنی نیست.
انگار شهیدِ ما، با رفتنش، بذرِ این غرور را در دلِ نسلِ جدید کاشته بود؛ نسلی که حالا محکم و ایستاده، «غروبِ غیرت» را نه یک حقیقت، که یک محالِ تاریخی میدانست. آن روز، در ایستگاهِ بازگشت، این کودک تنها حرف نزد؛ او عهدی را با تاریخ بست که تا ابد در گوشِ زمان خواهد ماند.

