به گزارش پایگاه خبری تارا نیوز، مدیرکل اطلاعات استان البرز در این نشست ضمن گرامیداشت یاد و خاطره وزیر محترم شهید، معاونان شهید وزارت دفاع و شهدای والامقام جنگ تحمیلی، با اشاره به تأخیر در برگزاری آیین پاسداشت روز خبرنگار به دلیل شرایط ویژه کشور، به کالبدشکافی تحولات بنیادین در ساختار عملیات روانی دشمن پرداخت.
پایان جنگ رسانهای سنتی
وی با اشاره به تغییر ماهیت تهدیدات رسانهای اظهار کرد: سالها تصور بر این بود که ما در میانه یک جنگ رسانهای مرسوم قرار داریم؛ نبردی که در آن رسانهها مانند دو ارتش رودررو آرایش میگرفتند، اخبار یکدیگر را تکذیب میکردند و مخاطب نیز در جستوجوی حقیقت بود.
اما امروز قواعد بازی بهطور کامل دستخوش دگرگونی شده و میدان از سطح خبر به اعماق ذهنها منتقل شده است. دیگر برای به زانو درآوردن یک جامعه نیازی به بلندگوهای تبلیغاتی غولپیکر یا چاپ انبوه مطبوعات نیست؛ نبرد امروز خاموش، نامرئی و با هدفی بسیار بزرگتر رقم میخورد؛ به گونهای که آحاد جامعه ناخودآگاه علیه باورها و ارزشهای خود اقدام کنند.
مدیرکل اطلاعات البرز تأکید کرد: ما از عصر بمباران خبری عبور کرده و رسماً وارد عصر «جنگ شناختی» شدهایم؛ دورانی که مهاجم دیگر به دنبال تغییر سطحی نظر شما نیست، بلکه به دنبال بازسازی و بازنویسی سیستمعامل مغز انسانهاست.
از مهندسی روایت تا مهندسی رفتار
وی با تبیین روششناسی جنگ روانی سنتی افزود: در گذشته، کارکرد رسانهها مبتنی بر پخش انبوه و یکسویه پیام بود. این متدولوژی منقضی شده است؛ زیرا افکار عمومی آموختهاند در برابر پیامهای دستوری گارد دفاعی بگیرند. از همین رو، طراحان عملیات روانی به جای دیکته کردن «چه فکر کردن»، به سراغ «مهندسی نحوه تفکر» رفتند. در جنگ شناختی، بازیگر مهاجم پیام را مستقیماً تحمیل نمیکند، بلکه قطعات پازل را چنان میچیند که مخاطب شخصاً به نتیجه دلخواه طراح دست یابد و بپندارد این دیدگاه، زاییده تفکر آزاد و مستقل خودش بوده است.
وی با اشاره به مصادیق عینی این مدل گفت: در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا یا تحولات سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ غرب آسیا، طراحان با «قفسهای ادراکی»، هر صدای مخالفی را خیانت یا دروغ جلوه دادند. همچنین در حوادث دیماه در کشور و استان البرز نیز شاهد همین تسخیر ذهنی بودیم؛ جریانی که با دستکاری ادراکی، بخشی از افراد را به این باور واهی رساند که نبرد نهایی است و دست به خشونت زدند، غافل از آنکه تنها مجری پازل مهندسیشده دشمن بودند.
از ابهامزایی در کرونا تا سلاحسازی از واقعیت
مدیرکل اطلاعات البرز با تشریح آسیبپذیریهای شناختی مغز انسان اظهار داشت: طراحان ادراکی دقیقاً روی نقاط ضعف مغز دست میگذارند. نخستین ابزار، «ایجاد ابهام و سرگیجه اطلاعاتی» است؛ پدیدهای که در دوران اپیدمی کرونا به وضوح تجربه شد. رسانهها با تولید سیلاب اخبار متناقض، رسیدن به حقیقت را دشوار کرده و ذهن جامعه را فلج ساختند.
وی مرحله کنونی را «سلاحسازی از واقعیت» به وسیله ابزارهای هوش مصنوعی نامید و تصریح کرد: با فناوری «جعل عمیق» (دیپفیک)، ویدیوهایی کاملاً طبیعی از چهرهها و مسئولان ساخته میشود که سخنان ساختگی را بیان میکنند. هدف اصلی این سناریوها، تخریب بنیادی دیوار اعتماد در جامعه است. وقتی مخاطب دچار سرگیجه فکری میشود، برای فرار از اضطراب، به تعصبات و پیشفرضهای قبلی خود پناه میبرد؛ این غایت هک ذهن است که فرد تنها چیزی را که دوست دارد میپذیرد، نه آنچه واقعیت دارد.
بهداشت ذهنی و حاکمیت روایتها
این مقام مسئول در تشریح راهکارهای دفاعی خاطرنشان کرد: گام نخست، «بهداشت ذهنی» است؛ یعنی فراگیری هنر توقف و مکث کردن. هر زمان خبری احساسات ما را بیش از حد برانگیخت، خشم شدیدی تزریق کرد یا دقیقاً همراستا با تمایلات قبلی ما بود، باید مکث کنیم و متوجه باشیم این خشم، قلاب صیاد است.
وی دومین گام را «تلقیح روانی» دانست و بیان کرد: واکسیناسیون روانی یعنی آشنایی تودههای مردم و اصحاب رسانه با فنون دستکاری روانی. وقتی جامعه شگردهای ایجاد رعب یا سناریوهای فریب را بشناسد، خلع سلاح نخواهد شد.
وی در جمعبندی بیانات خود، اساسیترین رکن را «حاکمیت روایتها» عنوان کرد و گفت: پدافند واقعی، آفند در میدان روایتها با تکیه بر واقعیتهای ملموس و امیدبخش است. نباید اجازه دهیم دیگران روایتگر زیست اجتماعی ما باشند؛ چراکه اگر رسانهها و نخبگان این خلاء روایی را با حقایق پر نکنند، این فضای خالی بیدرنگ با اکاذیب مسموم دشمن پر خواهد شد. ما باید خودمان معنای زندگی جمعی خویش را روایت کنیم؛ زیرا در غیر این صورت، دیگران با ابزارهای پیشرفته هک ذهن، علیه ما خواهند نوشت.

